صفحه شانزده

فردا این دخمل ما امتحان اقتصاد داره هیچی بلد نیست . برا ی همین امشب من به جاش می نویسم.خیلی دختر خوبیه البته اگه بدیاشو در نظر نگیرید(پفک خودمه)نیشخند

اشتباه زیاد می کنه تو زندگیش ، ولی وقتی بهش توضیح میدی اشتباهشو قبول میکنه ولی به قول خودش زود زود باید بهش بگی که یادش نره!

دلش خیلی پاکه، اینو مطمئنم،شاید خودشم ندونه.واسه همینه که همیشه دوست دارم بهش کمک کنم.

میتونه بهترین باشه اگه خودش بخواد،منم کمکش میکنم.

در اخر هم امیدوارم لحظه لحظه زندگیش پر از شادی باشه.

تا کی غم آن خورم که دارم یا نه
وین عمر به خوشدلی گذارم یا نه
پرکن قدح باده که معلومم نیست
کاین دم که فرو برم برآرم یا نه        خیام

**********************************************

امروز صبح امتحان فیزیک داشتم. رفتم دانشگاه ولی سر جلسه نرفتم !!!

برگشتم تهران رفتم پیش تیام و تا ساعت ٢ برگشتم خونه. شیرین گفت اقتصاد راحته و ۴ ساعته میشه تمومش کرد.

خوابیدم و ۶ بیدار شدم. ٧ شروع کردم به خوندن. اما اونقدرا هم که شیرین می گفت آسون نبود. چون شیرین حفظ می کنه اما من باید بفهمم جمله چی میگه یا مساله چی می خواد ؟ واسه همین برای من سخت بود. شب زنگ زدم متین. خوشبختانه خونه بود و بهم توضیح داد.

خلاصه تا ساعت ٢:٣٠ شب خوندم و تعریفی ها رو تموم کردم. اما حفظ حفظ نبودم. مساله ها رو هم گذاشتم برای فردا...

**********************************************

پ.ن : پویا جان مرسی که برام نوشتی... ممنون عزیزم.

  
نویسنده : فرفری ; ساعت ٩:٥٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۳٠ دی ۱۳۸۸
تگ ها : پویا ، فرناز