صفحه سی و شش

گفتم شاید ندیدنت ، از خاطره ت دورم کنه

دیدم ندیدنت فقط ، می تونه که کورم کنه

گفتم صداتو نشنوم ، شاید که از یادم بری

دیدم تو گوشام جز صدات ، نیستش صدای دیگری...

ندیدن و نشنیدنت عشقت رو از دلم نبرد

فقط دونستم بی تو دل ، پرپر شد و گم شد و مرد...

 

امروض ظحر از خونه عموم راه افتادم و رفطم پیش تیام. بعد با هم رفتیم کطاب خریدیم. بعدشم اومدیم خونه و تیام با اسکیت رفت ولیعصر، کار داشت.

شب رفتم نمره اکولوژی رو دیدم. فکر می کردم می افتم اونم با نمره ۶ یا ٧ ! اما پاص شده بود با نمره ١۴ !!!! از خوشهالی جیق ظدم...

رفتم وبلاگ غبلیم رو خوندم که دوست پسر غبلیم نوشته بود. هالم بدجوری گرفته شد... چرت و پرت نوشته بود. جوری که همه بیان و برای مزلومیت دروقش دل بسوزونن...

به خاهرش اس ام اس دادم که بحش بگین پولم رو بده چون لاضم دارم... بحم اس ام اس داد یه بار دیگه به خاهرم اس ام اس بدی بد می بینی. پولتم نمی دم.می زارم به حصاب سحبت های جفتمون! (منظور قبذ تلفنه! انگار اون فقط پول تلفن داده و من ندادم. حالا می خواد 700000 تومان منو نده و بزاره به حصاب قبض های تلفنش... حروم خور! )

تاقت نیاوردم و زنگ زدم پویا... واقعا دلم داشت می طرکید... هرف قشنگی زد... هر کاری طاوان داره... طاوان الان برای خوشی 2سال پیشته...

شب از ساعت ١٢:۴٣ پویا زنگ ظد با هم هرف زدیم تا ٣:٣٠ سبح !!! هم خنده توش بود و هم گریه...

هضار بار سداش کردم و خواستم یه چیزی بگم اما نشد. اما آخر تلفنمون گفتم و راهت شدم!

پویا یه صوال پرصید که نه من جوابش رو می دونستم نه خودش !!!

نغش پویا تو ضندگی من چیه؟؟؟ نقش من تو ظندگی پویا چیه؟؟؟

البته تا الانم ضیاد بحش فکر کردیم ولی به نتیجه نرصیدیم...

فغط اینو می دونم که دوستای خوبی برای هم هستیم!

**********************************************

پ.ن : برای هر کاری بالاخره یه روز باید تاوان پس بدی...!!!

  
نویسنده : فرفری ; ساعت ۱٠:٤٧ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٠ بهمن ۱۳۸۸
تگ ها :