صفحه چهل و هفت

امروظ از سبح همه ش خاب بودم! صدام بدجوری گرفته بود. پویا هروقت زنگ ظد من خاب بودم. جالب بود که همه ش هم خاب می دیدم.

عسر رفتم آمپول زدم. الان خیلی بحترم. گرسنه ام اما نمی طونم چیزی بخورم.

**********************************************

پ.ن :  اگر احساس رنج کردی ، بی حکمت نیست. چیزی در دلت هست که باید بسوزد تا تو پاک شوی...

  
نویسنده : فرفری ; ساعت ٩:٢٩ ‎ب.ظ روز شنبه ۱ اسفند ۱۳۸۸
تگ ها :