صفحه چهل و پنج

شب رفتم شحرکتاب. تیام هم با اسکیت بود. بعدش اومدم خونه. رفتیم خونه پسرعموی بابام. واصه شام. بعد از شام حص کردم هالم خوب نیست. یواش یواش فحمیدم سرما خوردم... تا رفتیم خونه خوابیدم...

  
نویسنده : فرفری ; ساعت ۱:٠٠ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٩ بهمن ۱۳۸۸
تگ ها :