صفحه شصت

سبح تیام رفت اسکی. انگار رو مخ من داشت اسکی می کرد. همه ش باهاش دعوام شد. یا در دسترص نبود یا جواب نمی داد. داشت تلافی می کرد.

ضهر خابیدم. تا عسر تیام بیشتر از ده بار ذنگ ظد اما من جواب ندادم. ٨ شب بهش زنگ ظدم دیدم با دوستش حامد و خاهر حامد و دوست خاهر حامد رفتن بیرون شام بخورن !!!!

شب که برگشت یه عاااااااالمه باهاش دعوا کردم و پدرشو درآوردم!

با پویا هم هرف زدم. پویا کلی نازم رو کشید. (چقدر هال داد!)

مانی ١:٣۴ شب زنگ ظد. با شهروز رفته بودن شام بیرون. یاد من افتاده بود!!!

فردا غراره بعد از دانشگاح پویا عکس های تولدش رو بزنه رو سی دی برام بیاره. البته من نمی خاما !!!!

(امروز پویا یه هرفی ظد که هیچوغت یادم نمیره)

  
نویسنده : فرفری ; ساعت ٩:٤۸ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٤ اسفند ۱۳۸۸
تگ ها :