صفحه هفتاد

امروظ از سبح خونه بودم تا عسر. تیام هم سر کار بود.

عسر رفتم دکتر و آمپول ضدم. بعدشم رفتم دندون پذشکی و ختی که روی دندونم افتاده بود رو درصت کردم. برگشتم و یه جا رفتم دنبال تیام . برام یه دستبند از چرم مشحد گرفته بود با یه جا کلیدی که یه فیله ! اونم چرم مشحد بود. خیلی خوب بود. گوگولی بود! یه جعبه هم بود که توش ناخنگیر و موچین و قیچی ابرو و صوهان ناخن و.... بود. دقیقا چیذی که لاذم داشتم...

اومدیم خونه. شب یه کم با هم هرف ظدیم و اون رفت فوتبال. بعد از ٣ روز ذنگ ظدم پویا و باهاش هرف زدم.

شب هم با فکر چهارشنبه و کلی استرس خابیدم.

  
نویسنده : فرفری ; ساعت ۱۱:۱٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٤ اسفند ۱۳۸۸
تگ ها :