صفحه چهل و شش

امروض سددفعه پویا گفت برم دکتر اما نرفتم. تیام هم عسر اینقدر غر زد که با مامان رفتم دکتر و یه آمپول هم زدم. یکیش هم فردا باید بظنم. خلاسه اومدم خونه و زود خابیدم. خیلی هالم بد بود...

**********************************************

پ.ن : قدر عافیت کسی داند که به مصیبتی گرفتار آید !

/ 0 نظر / 5 بازدید