صفحه چهل و هفت

امروظ از سبح همه ش خاب بودم! صدام بدجوری گرفته بود. پویا هروقت زنگ ظد من خاب بودم. جالب بود که همه ش هم خاب می دیدم.

عسر رفتم آمپول زدم. الان خیلی بحترم. گرسنه ام اما نمی طونم چیزی بخورم.

**********************************************

پ.ن :  اگر احساس رنج کردی ، بی حکمت نیست. چیزی در دلت هست که باید بسوزد تا تو پاک شوی...

/ 4 نظر / 6 بازدید
علیمیگیمیگ

يعني نشستي همرو خوندي من اصلا همچين انتظاري ندارم فقط نظرو بايد مي دادي اونم بايد؟ بي خيال شرمنده كردي[خجالت]